یک موضع
دیگر
برچسب نمیزنم.
یک اقلیت کوچک مدام سراغم میآمد که چرا روی موسیقیام برچسب هوش مصنوعی نمیزنم. پس یک ماه تمام همین کار را کردم و همزمان یک نظرسنجی و یک آزمایش راه انداختم: واقعاً برای چند نفر مهم است – و یک تولید پرزحمت و 100٪ دستساز بدون هیچ کمکی از هوش مصنوعی در عمل چقدر برایشان میارزد؟ نتیجهها شوکهام کردند.
پرسیدم برای چه کسی مهم است
در سپتامبر از 990 کاربر دو سؤال پرسیدم. اول: برایت مهم است که موسیقی را یک انسان بسازد؟ 223 نفر گفتند «کاملاً بدون هوش مصنوعی».
سؤال دوم بهایش را هم کنارش گذاشت: قطعههای کمتر، تقریباً ماهی یکی، اما بدون هوش مصنوعی. از آن 223 نفر 133 نفر ماندند.
از این 133 نفر، 29 نفر در کل تاریخچهٔ دانلودشان فقط موسیقی دستساز گرفته بودند. بقیه همچنان هر چه را خوششان میآمد برداشتند. خواستی که به زبان آورده شد، بهمراتب گستردهتر از رفتار دانلودِ متناظر با آن بود.
هر میله در برابر همهٔ 990 شرکتکننده
نظرسنجی از 2 تا 13 سپتامبر 2026، دانلودها در کل تاریخچهٔ ثبتشده.
بعد درخواست یک کمک مالی داوطلبانه کردم
هر کس قطعهای را که بهعنوان دستساز نشانهگذاری شده بود دانلود میکرد، یک پرسش دربارهٔ کمک مالی داوطلبانه میدید: از صفر تا هزار یورو. یک یورو مجاز بود. صفر هم مجاز بود. هیچ گزینهای از پیش انتخاب نشده بود. هر کس پاسخ نمیداد، باز هم فایلش را میگرفت. برای تحلیل بعداً تفکیک کردم که آن شخص پیش از آن صریحاً دنبال موسیقی دستساز گشته بود یا نه.
گذاشتم کار کند تا 1000 نفر چیزی دانلود کردند. بعد متوقفش کردم.
و همان یک نفری که پرداخت کرد، حتی صریحاً دنبال موسیقی دستساز هم نگشته بود. او هرگز چیزی مطالبه نکرد. فقط کمک مالی کرد.
چه کسی مطالبه کرد و چه کسی پرداخت
هر دو گروه دقیقاً همان پرسش را دیدند. کسی کمک کرد که هرگز دنبال موسیقی دستساز نگشته بود. در آزمایش من دقیقاً از گروهی که بلندترین مطالبه را داشت، حتی یک یورو هم نیامد.
از اینجا به بعد دیگر ملاحظه نکردم.
این اعداد عصبانیام کردند. سالهاست موسیقی را رایگان میگذارم، و بلندترین مطالبه دقیقاً از کسانی آمد که کمترین آمادگی را برای پرداخت چیزی داشتند – یعنی حتی یک یورو هم نه.
این آزمایش ثابت نمیکند که نقد هوش مصنوعی نادرست است. به پرسش دیگری پاسخ میدهد: آیا باید برای این گروه کوچک فیلترها، برچسبها و مستندات اضافی را نگه دارم؟ هیچکس به من بدهکار کمک مالی نیست – رایگان یعنی رایگان. اما من هم این رفتار ویژه را به کسی بدهکار نیستم. پس از این نتیجهها پاسخ من بنابراین این است: نه.
هوش مصنوعی مدتهاست درون تولید روزمرهٔ رسانهای نشسته است
بزرگترین بخش، پژوهش است.
وارد شدن به یک موضوع، خلاصه کردن منابع، روشن کردن مفهومها، سبکسنگین کردن ایدهها، بازخوانی متنها، برگرداندن چیزی به زبانی دیگر. بسیاری از این گامهای کاری امروز کاملاً بدیهی با ابزارهای هوش مصنوعی پشتیبانی میشوند. و هیچکس زیر ویدئویش نمینویسد موضوع را با چه کسی درآورده است.
08/09/2026 · Blackmagic Design
سرور MCP یکپارچه به دستیارهای هوش مصنوعی بیرونی مانند Claude و ChatGPT Codex اجازه میدهد پروژهها را تحلیل کنند، مواد را سامان دهند و گامهای کاری را داخل Resolve اجرا کنند.
12/09/2026 · Reuters
یک دستیار دنبال مواد میگردد، تدوین میکند، صدا را میکس میکند، رنگ را اصلاح میکند و زیرنویس میگذارد. رویترز اسمش را «AI-generated news» نمیگذارد.
دو نمونه از دنیای موسیقی
«Now and Then»، The Beatles —یادگیری ماشین صدای جان لنون را از یک ضبط قدیمی روی نوار کاست بیرون کشید. با این حال تقریباً هیچکس از یک ترانهٔ بیتلز ساختهٔ هوش مصنوعی حرف نمیزند.
Alan Braxe و Fred Falke —این دو توضیح میدهند که چطور از Suno برای لوپها، تکههای موسیقایی و ایدههای تنظیم استفاده میکنند. چیزی که شنوندهٔ بعدی در قطعهٔ نهایی تشخیص نمیدهد.
و اینها را دیگر مدتهاست کسی نام نمیبرد
- برنامهنویسی
- طراحی وبسایت
- Magic Mask در Resolve
- جدا کردن سوژه در Photoshop
- Generative Fill
- حذف نویز
- جداسازی استمها
- زیرنویس خودکار
- ترجمهٔ زیرنویس
- دستیارهای مسترینگ
- پیادهسازی مصاحبهها
- تدوین چنددوربینه
- بزرگنمایی و افزایش وضوح
- فریمهای میانی برای حرکت آهسته
- هماهنگسازی رنگ میان دوربینها
- قاببندی دوباره برای حالت عمودی و افقی
- روتوسکوپی
و هیچکدام از اینها تابلویی ندارد.
اگر هر تماسی با هوش مصنوعی یک تابلو بالا میبرد، آن کلمه دیگر چیزی دربارهٔ یک اثر نمیگفت. میشد فهرست مواد تشکیلدهندهٔ نرمافزارهای بهکاررفته.
وقتی هوش مصنوعی در دست یک موسیقیدان باشد، قطعه بینقص درمیآید. وقتی در دست یک آماتور باشد، قطعه هیچ معنایی ندارد. ممنون.
یک تابلو به تو نمیگوید دست چه کسی روی آن بوده
- هیچکس نمینویسد با هوش مصنوعی تدوین شده.
- هیچکس نمینویسد سوژه را هوش مصنوعی جدا کرده.
- هیچکس نمینویسد مصاحبه را هوش مصنوعی پیاده کرده.
- هیچکس نمینویسد پژوهش مستند با ChatGPT انجام شده.
اما در موسیقی باید این کار را بکنم؟
ده درصد تعیین میکند نود درصد دیگر چه نامی بگیرد. و اصلاً مهم نیست آن ده درصد چه کرده است. حذف نویز یا افزودن یک ملودی: همان یک تابلو.
دربارهٔ خودِ موسیقی داوری کنید. این معیار را میپذیرم.
این سرگرمی من است.
فهمیدم: آنهایی که بیشترین مطالبه را دارند، کمترین آمادگی را برای دادن دارند. یعنی حتی یک یورو هم نه.
از این کار چیزی درنمیآورم. برای موسیقیام بهترین ابزارهایی را که همین حالا هست به کار میبرم و همان کاری را میکنم که از آن لذت میبرم – فرقی نمیکند چطور و با چه چیزی. لذت تنها معیار است.
هر کس خوشش نمیآید، راحت جای دیگری دانلود کند. این وبسایت من است، اینجا قوانین من برقرار است.
اینجا از این به بعد فقط موسیقی هست. موسیقیای که دوستش دارم. موسیقیای که با عشق ساخته شده – گاهی کاملاً تنها و گاهی با کمک هوش مصنوعی. باهاش کنار بیا یا shut the fuck up :D
کسی که در یک سایت کاملاً رایگان که حتی نام سازنده را هم نمیخواهد، خواستار چشمپوشی از هر کمک و هر ابزاری میشود، تا بعد آن موسیقی را در پروژهٔ تجاری خودش به کار ببرد، شاید بهتر باشد اصلاً در کل زندگی و نگرشش به زندگی تجدیدنظر کند.